عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
128
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
تقريبا شصت و دو فرسنگ است . و خطّ شرقى آن منتهى است به ماشكيد - كه متّصل است به خاران و از بمپور تا ماشكيد تخمينا نود و هشت فرسخ است . و خطّ غربى آن منتهى است به زه كلوت كه متّصل است به جمولى « 1 » خاك رودبار . و از اينجا تازه كلوت چهل و شش فرسخ است كه طولا به همهجهت يكصد و چهل و چهار و عرضا يكصد و چهارده فرسخ است و شرح اين خطوط و محلّ آنها مفصلا خواهد آمد . آب بمپور 198 خود بمپور يكى از خالصجات بزرگ بلوچستان است و آبش نهرى است كه از همان رودخانه بريده و بند بسته و در جنوب رودخانهء مزبوره واقع است . زمينش زياد ولى استعدادش كم [ است ] و بذرى شش هفت بذر بيشتر عمل نمىكند [ 119 ] و هرقدر بند آن بهتر بسته شود آب بيشتر به صحرا مىرسد و در رود و منبع آن كم اسائى « 2 » نيست ، غير از اينكه بستن بند آن دشوارتر از بند قاسمآباد و قوّت آن بيشتر است و خرج گزاف دارد و امكان بستن بند را به اين زعيم و عمله نمىتوان اكتفا نمود . محصولش غلّه و صيفى آن منحصر است به ذرت و خلقش چهل گاوبند زعيم و عمله كه عبارت است از سيصد نفر زن و مرد و دويست سيصد نفر هم از رعيّت متفرقه در اينجا سكونت دارند . كدخدا و رئيس مزارعان ملّا عنبر است و ملّا زلفعلى كدخداباشى و داد كريم و كدخدا على . ساختمانهاى بمپور 199 و بنگاه رعيتى آن صد و سى چهل كتوك و يك خانهء خشتى مختصرى كه سقفهاى آن نيز تيرپوش است كه زين العابدين خان و ابراهيم خان سرتيپ ساختهاند . دو سه نفر هم حدّاد و نجّار در اينجا پيدا مىشود . و يكى دو خانه هم به انضمام حوض انبارى مرحوم سعد الدّوله ساخته كه آنها هم بالمرّه باير و غامر شده است و صورت آبادى ندارند . مختصر حمامى هم سعد الدّوله در اينجا ساخته و بالمرّه باير و ده پانزده سال است خراب شده بود و در هذه السنه من مبلغى خرج
--> ( 1 ) - فرهنگ آباديها : جملى . ( 2 ) - كذا .